• Create Account
Welcome To Body & Mind Training Institute Inc
   KUNG FU TO'A 
Learn Kung Fu TO'A from Master Mostafa Jalilzadeh
We Invite You to Participate in Our Weekly Talk Show
If you really WANT it, you have to LOVE it

 

You are here You are here: Forum
Guestِ, Welcome
Username Password: Remember me

گفتگوی همراهان
(1 viewing) (1) Guest

TOPIC: گفتگوی همراهان

گفتگوی همراهان 9 years, 8 months ago #9084

  • mohammad
  • OFFLINE
  • Gold Boarder
  • مهر ، نخستین پدیده دروازه هستی
  • Posts: 206
  • Karma: 6
درود
من کاملا نا امید شدم از این کامنتها. قطعا این نوشته ها و طرز برخورد نشان میدهد که هیچ درکی از کانگ فو توآ نداشته اید چه برسد به ذن. آقای حسین دوست گرامی آیا به شما ربطی دارد که خطاب به راهدان عصار مینویسید : "پس چرا فرمایشات آقای آریا را رد نمی کنید " خواننده ها خود قاضی هستند همین طور شما جناب آریا، شما که به قول خودتان سن و سالی ازتون گذشته باید بیشتر به خودتون مسلط باشید باید الگوی ما باشید. فکر کنید الان یه تازه وارد داخل سایت بشه. نمیخنده؟ نمیگه این کونگ فو کارا تو این سایت هم میزنن سر و کله هم. البته اگه عاقل باشه گریه میکنه. اصلا آقا حسین جوون و خام و پر تشویش و هر چی شما میفرمایید اصلا تا حالا کلی حرف اشتباه زده . این من و شما هستیم که باید ایراد هم رو دوستانه بگیریم اصلاح کنیم به راه بیاریم .
ما تازه داشتیم از روشنگری های شما در مورد نا همراهان کمال استفاده رو میبردیم ولی شما ها باز زدید جاده خاکی ، رفتید سراغ فلسفه و علم و ...

خواهشا...

گفتگوی همراهان 9 years, 8 months ago #9085

  • آريا
  • OFFLINE
  • Platinum Boarder
  • ازاد زندگي كن ، سربلند بمير
  • Posts: 512
  • Karma: 5
با درود بر محمد گرامي همراه راه دانايي
بنده قبلا هم خدمت شما عرض كردم ، هر تذكري كه از روي خيرخواهي باشد بايد پذيرفت. اما نكته اي را برادرانه به شما عرض كنم. بنده هم ساليان سال كلاس داري كرده ام و شاگرد داشته ام. در تمام طول مدت سالهايي كه كانگ فوتوا آموزش داده ام همواره با شاگردانم مثل برادر بودم و بطوركل از مباحثه هاي بي سرانجام درتمام اين سالها پرهيزكرده ام. بحث علمي از هر نوع كه باشد سودمند است. البته ممكن است من وشما از مطلبي خوشمان نيايد بله حق داريم كه از ان مطلب بگذريم، اما اين حق را نداريم كه براي ديگران تعيين تكليف كنيم و يا از آنها ايراد بگيريم كه چرا به آن مطلب علاقه دارند. قبلا هم عرض كرده ام هدف حقير فقط خدمت است، خوب حالا يكي دوست دارد در باره مسائل فلسفي بپرسد و من و شما وظيفه داريم به او پاسخ دهيم.يكي در باره تكنيك سؤاتل دارد و استاد ان صاحب نظر به او پاسخ مي دهند پس اين مشكلي نيست. اما مسئله مهمي كه مي خواهم به تمام همراهان يادآور شوم اين است كه انسان دانا دوباراز يك سوراخ گزيده نمي شود.اگر زنده باشم مطالب زيادي است كه مايلم در باره آن با شما عزيزان صحبت كنيم كه حقيقتا مفيد به حال اين دوران و كونگ فوي ماست.
بنده هرگز تملق كسي را نگفته ام.اگر از استادجليل زاده به عنوان يارومه دوران ياد مي كنم اين باور من است و اگر استاد عصار را عطار دوران مي خوانم باز هم اعتقاد قلبي بنده است. اما شما تصور كنيد كه يك فردي وارد اين فضا شده و از همه ايراد مي گيرد و حتي با استاد جليل زاده كه ادعا مي كند دوستدار ايشان است خيلي بد صحبت مي كند و وقتي به او پاسخ مي دهيم به ايشان برمي خورد. در حالي كه يكي نيست به اين اقا بگويد: عزيز من شما از كجا به اين نتيجه رسيده ا يكه يافته هاي خودت درست است و مال ديگران نادرست، شما به چه حقي از استاد عصار كه عمري پاي كونگ فو و مسائل ذن و شناخت وقت گذاشته و تحقيق كرده اند ايراد مي گيري ان هم با اين شكل و روش زشت.در حالي كه با رها از شما دعوت مي شود اگر حرفي براي گفتن داريد بياييد بگوييد، بجاي اينكه از همه ايراد بگيريد بيايد يك حرف سازنده بگوييد دو تا مطلب علمي با همراهان در ميان بگذاريد.چه كسي به شما اين حق را داده كه ديگران را محكئم كني و اگر كسي پاسخ شما را داد فرياد به شيون و غوغا بلند كني و آه و فغان نمايي. باز هم مايلم فرمايش استاد جليل زاده را در اينجا تكرار كنم: يارومه خواسته تا زشتي يا عيب همراهتان را بپوشيد، نه دشمن. اگر بنده ادعا دارم دوست يارومه و اين راه هستم در عمل هم بايد اين را ثابت كنم.
در باره مطالب مورد علاقه شما هم حق با شماست.بالاخره مقداري بايد صبر و تحمل پيشه كرد. بنده حقيركسي و نيستم و با ابتلاي به چند بمار يديگر از كار بدني عاجزم، اما در مباحث علمي اگر لايق باشم و انديشه ها و يافته هاي حقير به كار دوستان بيايد به رسم همراهي در خدمتگزاري حاضرم. هرزمان هم كه حضور بنده باعث آزردگي خاطر همراهان گرامي بشود كافي است فقط يك كلمه بفرماييد و بفرمايند : برو. بنده ناپديد ميشوم. اينهمه ال هيچ نگفتيم اين هم روي آن.پاينده باشيد.توآ
گنگ خواب ديده
The following user(s) said Thank You: Assar, حامدعدالتي, اکبر

گفتگوی همراهان 9 years, 8 months ago #9086

  • آريا
  • OFFLINE
  • Platinum Boarder
  • ازاد زندگي كن ، سربلند بمير
  • Posts: 512
  • Karma: 5
در ضمن محمد عزيز شما هم در اول پيامت دانسته يا نداسته يا به حقير يا به هم بحث من توهين كرديد. اينكه نوشتيد هيچ دركي از كانگ فوتوا نداشته ايد اين يك توهين است، و هم قضاوت. در هر دو حال اين حق شما نبود.بنده در باره خودم حلال مي كنم . مشكل شما جوانها اين است كه صبر نداريد.البته بنده با حرف شما در باره اينكه الان يكي وارد اين سايت شود چه فكر مي كند كاملا موافقم. اما ايا تا حالا فكر كرده ايد كه ايراد كا ركجاست؟
گنگ خواب ديده

گفتگوی همراهان 9 years, 8 months ago #9087

  • آريا
  • OFFLINE
  • Platinum Boarder
  • ازاد زندگي كن ، سربلند بمير
  • Posts: 512
  • Karma: 5
پدرام عزيز با درود
حقير با عمده مطلب شما موافقم، اما دركمال احترام معتقدم كه ذن علم نيست. ذن راهي است كه به علم ختم مي شود. يعني ذن نقطه شروع است و اين نقطه شروع نمي تواند با تفكر از پيش تعيين شده اي همراه باشد. اما از تعابيري كه استفاده كردي خوشم آمد. پاينده باشيد توآ
گنگ خواب ديده
The following user(s) said Thank You: Assar, حامدعدالتي

گفتگوی همراهان 9 years, 8 months ago #9088

  • آريا
  • OFFLINE
  • Platinum Boarder
  • ازاد زندگي كن ، سربلند بمير
  • Posts: 512
  • Karma: 5
كلام آخر با آقاي حسين
آقاي حسين، سلام
من فقط به خاطراينكه اين مسائلي كه هر چند وقت يكبار شما مطرح مي كنيد حل شود براي آخرين بار پاسخ شما را مي دهم بعد از ان ديگرخود دانيد.
بنده تاكنون به شماهيچ توهيني نكردم، هر چه گفتم حرفهاي خودتان بود. اگر اهانت كردن به ديگران بد است پس نكنيد.
آينه چون نقش تو بنمود راست، خود شكن اينه شكستن خطاست.
شما با گذاشتن شكلك يك مدت اساتيد سايت را به سخره گرفتيد. اقاي پدرام را آنطور رنجانديد و حتي با استاد جليل زاده عزيز هم به درشتي سخن گفتيد و كامنتهاي شما موجود است. با استاد عصار كه حقيقتا عطار دوران هستند درشتي كرديد و ايرادهاي نابجا گرفتيد.
در باره دوستان طلبه من كه سؤال كرديد نيازي نيست كه آنها در اينجا حضور پيداكنند شما هروقت حتي به يك سؤال من پاسخ داديد حساب درست است.
ايا اين توهين است كه شما خودتان گفتيد كه نه از ذن و نه از عرفان هيچ چيز نمي فهميد ، خوب اگر اين حرف شماست پس براي چه بحث مي كنيد. بگذاريد كساني بحث كنند كه در اين زمنيه صاحب نظر باشند.البته بنده خود را در هيچ زمينه اي صاحب نظر نمي دانم. اما درباره خودم تعابير شما را بكار نمي برم.
آيا شما خود را همتراز استاد عصار مي دانيد؟ من تعريف ازذن كه مي كنم حاصل مطالعه دهها كتاب از نويسندگان سرشناس در اين زمينه است. شما حتي حاضر نشديد كتاب يارومه را بخوانيد تا بفهميد معني ذن چيست و من الان قصد ندارم در اين مورد با شما بحث كنم. چون فايده اي ندارد.
من اولين سوالي كه اينجا از شما دارم اين است كه شما چه بحثي را با ينده كرديد كه من نتوانستم پاسخ بدهم و شما خود را برنده اعلام كرديد و مدام در بوق و كرنا مي كنيد؟ اين كه عنوان مي كنيد من بحث حوزوي كردم و ايشان از پس بحث برنيامد مي شود نشان دهيد كه دركدام كامنت با بنده بحث حوزوي كرديد و ايا اصلا مگر بحث ما حوزوي بود.
شما يك سوال طرح كرديد كه ايا در توا عرفان وجود دارد يا خيرو اگر وجود دارد اين عرفان اسلامي است يا بودايي؟
بنده عرض كردم در توا عرفان به آن معني كه شما مي گوييد وجود ندارد.
اين نظر من است، من مثل شما نيستم كه نظرخودم را به ديگران تحميل كنم.
شما نگاهي به نوشته هاي خودت بيانداز، همه جا مي گويي من، اين من چيست؟ اين كدام علم است كه شما به ان مي نازي و حتي نمي تواني جواب يك سؤال بنده را بدهي، اگر بحث بحث علمي بوده، بسيا رخوب بنده به تمام سؤالات شما جواب دادم و گفتم اگر به پرسشهاي من جواب ندهيد ديگر با شما بحث نمي كنم. چطور وقتي كه شما گفتيد تا آريا اعلام نكند كه به فلسفه غرب باور دارد يا نه ، من با وي بحث نمي كنم من هيچي نگفتم.
خوب نيست كه انسان عدم اطلاع خود از يك مسئله را در پشت هياهو و مظلوم نمايي قايم كند.
ثانياً مگر در حوزه هم بحث ذن مطرح است كه شما مي گوييد من بحث حوزوي كردم. آنجا به من گفتيدهركس بايد پايش را به اندازه گليمش دراز كند من هيچ نگفتم، حالا بنده به شما عرض مي كنم : جناب روحاني فاضل حوزه شما چرا به دنبال كار اصلي خودتان نمي رويد؟ مگر كار شما پاسخ دادن به سؤالات شرعي مردم نيست؟ خوب اينجا كسي سؤال شرعي ندارد از شما بپرسد.
اما وقتي كه وارد بحثي مانند ذن مي شويد پس بايد يكي بگوييد يكي بشنويد. شما به هردليلي عنوان مي كنيد كه در توا عرفان وجود دارد و شعر : گر بخود ايي بخدايي رسي را عنوان مي كنيد.
اولاً ايا اصلا شما مي دانيد اين شعر از كيست و معني آن كدام است؟
از كجا شما يقين كرديد كه اين شعر در باره ذن است؟
اصلا معني ذن چيست؟ من صفحه ها در باره شناخت ذن سياه كردم، اصلا آنها را خوانديد؟ اين ذني كه شما مرتبا در باره آن صحبت مي كنيد اصلا ذن نيست، ذن يك مكتب شناختي است. اين كه شما مي گوييد يك بخشي از ذن است كه مربوط به نحوه تفكر و تنفس و مسائل ديگري است كه توضيح آنها به طول خواهد انجاميد. ذن علم نيست، نمي خواهيد قبول كنيد نكنيد، اما نگوييد ديگران اشتباه مي كنند و فقط من درست مي گويم. شما چند كتاب در باره ذن خوانده ايد؟ چند تا از اسايتد بزرگ ذن دنيا را مي شناسيد كه به خود اجازه مي دهيد در باره اين مسئله به اين مهمي حكم صادركنيد.
واقعا اگرحرفي براي گفتن داريد پس چرا نمي گوييد، نمي خواهدبا دوستان من بحث كنيد با خود من بحث كنيد. اما به زبان شفاف و نه در لفافه. قبلا هم گفتم من با صنف شما زندگي كرده ام. يكي از خصوصيات شما اين است كه وقتيد جواب سوالي را نمي دانيد، يك مطلب را آنچنان مي پيچانيد كه آخر سؤال كننده در مي ماند كه اگر مطلب شما را تأييد كند اشتباه كرده يا نكند دچار خطا شده است.
اينهمه هياهو براي چه راه انداخته ايد.به قول استاد جليل زاده موج توليد مي كنيد كه چه بشود. وقتي حرفي براي گفتن نداريد، در باره خود شناسي حرف زديد بنده گفتم نشدني است شما گفتيد شدني است، من از شما خواستم به اين سؤالات جواب بدهيد: خود چيست و ايا شناخت آن ممكن است يا خير؟ اگر ممكن است چگونه و از چه راهي امكان دارد و در آخر انسان به چه نتيجه اي خواهد رسيد؟
حتي به يك سؤال من پاسخ نداديد و بعدهي آمديد و پرسشهاي تازه مطرح كرديد. خوب اگر اين ازاصول بحث حوزوي است، پس واي به حال شما، شما به عنوان يك روحاني به پامنبر يهاي خودتان هم چنين جوابهايي مي دهيد؟
اقاجان بحث شما چيست و با كيست؟ يك كلمه گفتيد حديث از رسول خدا داريم بنده عرض كردم حديث نقل نكنيد راهش را نشان بدهيد، اگر واقعا به خود شناسي معتقديد و مي گوييد شدني است پس حتما آن را طي كرده ايد، پس به بقيه هم بگوييد كه چگونه است؟
در باره هر مسئله اي فقط نظاره گر هستيد و هيچ مطلب سودمندي كه به درد همراهان بخورد در اينجا قرار نميدهيداما از همه ايراد مي گيريد. اينهمه كبرو نخوت دروغين از كجا سرچشمه مي گيرد. بنده با شما رك صحبت مي كنم و عقيده من در باره شما اين است كه يا مباحثي را كه مطرح مي كنيد پاسخشان را مي دانيدو فقط به قصد گرفتن نقطه ضعف از اساتيد سايت اقدام به طرح پرسش مي كنيد چون مدام ازاستاد جليل زاده نظر مي خواهيد و اين فقط به دليل آن است كه منتظر هستيد كه ايشان يكجا به اشتباه نظر بدهد و ديگر ان را رها نكنيد، همانطور كه ايشان يك تعريف از شما كرد و مدام آن را عنوان مي كنيد كه استاد از من تعريف كرده، در تمام طول بحث حرف بنده و ديگران را آگاهانه و عامدانه تغيير مي داديد و من بارها به شما تذكردادم و گوش نگرديد.شما به گفته خودتان كه من هرگز باور نمي كنم، مدتها فرق بين دو شكلك را نمي دانستيد و ديگران را با آنها مسخره مي كرديد و حتي در پاسخ كامنتهاي استاد جليل زاده هم از آنها استفاده مي كرديد و بعد كه همه اعتراض كردند مجبور به معذرت خواهي شديد. شما مدام حرفهايي مي زنيد كه درآخرمجبور به عذر خواهي مي شويد. قضاوت من در باره شما از عملكرد خودتان است.
و يا اينكه واقعا اطلاعي ازمسائل عمي نداريد، در اين صورت لجبازي را كنار بگذاريد و اگر كسي حرف سودمندي مي زنيد آن را قبول كنيد و از ان استفاده كنيد.مگر اين دستور قران نيست.
حال براي آخرين بار از شما سؤال مي كنم چه حرفي براي گفتن داريد كه به كار ديگران بيايد؟ بياييد بگويد تا ما هم استفاده كنيم،مدام از ديگران ايراد هاي بني اسرائيلي گرفتن بدون اينكه حتي يك سطرراه حل ارائه دادن نشانه چيست؟
اگر عامدانه و آگاهانه اين اعمال را انجام مي دهيد پس به قصد تخريب وارد شده ايد و همانطور كه از كامنتهاي شما مشخص است به طريقي مرموز وبا نقشه دقيق و بسيار آهسته و گام به گام پيش مي آييد.
تمام اصرار شما براي اينكه ثابت كنيد كه توا عرفان دارد براي اين است كه اگر استادي حرفهاي شما را تأييد كرد بلافاصله خواهيد پرسيد آن عرفان اسلامي است يا بودايي؟ اگر بگويند بودايي كه تكليف مشخص است و اگر بگويند اسلامي ، فورا به اين مطلب خواهيد چسبيد كه ايا يارومه مسلمان بوده و نماز مي خوانده يا خير؟ بقيه داستان هم كه مشخص است. بنده نمي دانم شما از طرف چه كسي آمده ايد اما همينقدر مي دانم كه اگر ادعا مي كنيد ريگي به كفش نداريد كه حقير معتقدم داريد ، بسم الله، ثابت كنيد و شروعش با پاسخ دادن به پرسشهاي بنده است؛ اگر كه مي خواهيد در بحث به شكل سازنده شركت كنيد. و يا به پرسشي كه استاد عطار دوران مطرح كردند پاسخ دهيد. كاش بحث علمي را از همراه پدرام و ديگران مي آموختيد. اگر به پرسشهاي حقير پاسخ داديد بنده تا روزي كه زنده ام در باره هر موضوعي كه در محدوده آگاهي اينجانب باشد با شما مباحثه خواهم كرد. حال بياييد و مردانه يا اعتراف كنيد كه اشتباه كرده ايد يا به هر سؤالي كه مطرح مي شود پاسخ دهيد. تنها دراين صورت است كه حقانيت خود را اثبات مي كنيد و بقيه هم وظيفه دارند به پرسشهاي شما پاسخ دهند. درغير اين صورت ثابت مي شود كه شما دشمن يارومه و توا هستيد. اين عقيده بنده در باره شما است.
گنگ خواب ديده

گفتگوی همراهان 9 years, 8 months ago #9089

  • آريا
  • OFFLINE
  • Platinum Boarder
  • ازاد زندگي كن ، سربلند بمير
  • Posts: 512
  • Karma: 5
درد دلي با استادان گرامي -1
با درود بر استاد جليل زاده گرامي( يارومه زمان ) و استاد ( عصار) عطار دوران.
اينجانب حقيرو ضعيف و كم بنيه چه ازنظر جسمي و چه از نظرعلمي به حكم همراهي،عرايضي چند خدمت شما بزرگواران دارم و اميد وارم كه خداي ناكرده از مطالب بنده دل چركين نشويد.
اما درهمين ابتداي عرايضم عرض مي كنم كه بنده چه دراين سايت باشم يا نباشم و شما چه از انديشه حقير حمايت بكنيد يا نكنيد در ايمان و اعتقاد من نسبت به درستي راه شما خللي ايجاد نخواهد شد.زيرا برخلاف آيين فتوت و مردانگي است كه بعد از شاخت حقي آن را كتمان كنيم.
استاد بزرگ جناب جليل زاده گرامي، از خداي متعال براي شما سلامتي كامل وعمري دراز همراه با شادكامي آرزومندم.
مطالبي كه حقير به عنوان مسائل علمي يا نقطه نظراتي كه در سايت مطرح مي كنم اعتقاد شخصي بنده است و يا حكم عقلي ان مسئله.
مايلم همراهان جوان تر را به اين مطلب تذكر دهم كه تمام مشكلات ما چه در زندگي و يا در ورزش و يا درهر موردي نداشتن آگاهي و شناخت درست و يا بر عكس داشتن شناخت غلط و اصرار بر درستي ان باور غلط است.
مثلاً بنده اعتقاد دارم و براين باورم كه شما از روزي كه شاگرد ارشد يارومه شديد در حقيقت بار مسئوليت رهبري كونگ فو توا را درآينده بر دوش گرفتيد، حال چه بخواهيد چه نخواهيد و بنابراين اين تكليفي است كه بر گردن شماست و شما نمي توانيد ازآن شانه خالي كنيد همانطور كه در طي اين سالها نكرديد و مردانه پاي كار ايستاديد.
حال اين مطلب را چه كسي مي فهمد و چه كسي نمي فهمد اين جداست، اما كسي كه مي داند حق با كيست و خود را فريب مي دهد اين همان دشمن توا است، حتي اگر برادر من يا شما باشد. مطلب همان گونه كه قبلا عرض كردم واضح است و يك برهان عقلي دارد.زماني كه يارومه به شما اعتمادكردند، چرا همراهان نمي كنند؟ تازه مگرمصطفي جليل زاده براي خود چيزي مي خواهد؟ او هم به اندازه خود شهرت دارد و هم اينكه در زندگي شخصي خود به لطف خدا انسان موفقي است. بنابراين قبول اين مسئوليت جز دردسرچيزي بهمراه ندارد.
مي خواهم همراهان عزيزتوجه داشته باشند كه اگر حق را شناختيد بايد اين اراده را داشته باشيد كه به آن گردن بنهيد.
بنده نيز يك راهدان هستم.(البته هنوز در درستي اين مطلب شك دارم ) سالها شاگرد تربيت كردم،براي خود اسم و رسمي داشتم، اما اينها هيچكدام دليل نمي شود وقتي دانستم حق با كيست وجدان وسوگندتوايي وراهداني را زير پا بگذارم و حق شما را كتمان كنم،اگر ديگران اين كار را مثل آب خوردن مي كنند بخودشان مربوط است.
پس همراهان عزيز در شناخت و قضاوت بي طرف باشيد و هر كجا حق را يافتيد به آن گردن بنهيد، بخدا اين براي شما بهتر است از ادامه دادن راهي با غروردروغين و كبر و نخوتي كه سرانجامي بغيراز بدنامي ندارد.
اگر راهداناني كه خود را وفادار به يارومه مي خواندند و حق شما را مي شناختند به ان حق گردن مي گذاشتند الان اين بساط مطرح نبود كه يك روز خوشگوي يك روز صراف و يكروز فلان ايكس و ايگرگ بيايد و ادعاي جانشيني بكند.منتهي اين هواي نفس نمي گذارد.
كونگ فوتوا دوران پر فراز و نشيبي راطي كرده و تا به اينجا رسيده است.
اكنون به حكم عقل بايد حقايقي را مطرح كرد كه هرچند برخي را خوشايند نباشد.
بنده دورادور شاهد زحمات شبانه روزي شما هستم، اما با عرض معذرت مي خواهم عرض كنم كار ناقص است.به چه دليل ؟ عرض مي كنم.
مشكل اصلي كه شما استاد بزگوار با آن روبرو هستيد ناقص ماندن اصول تواست.
راهبر بر اساس هر دليلي مايل نيست كه به صحنه نبرد برگردد و به اين شكل مريدان خود را در برابر انتخابات سختي قرار داده است.
بارها همراهان از شما يا اساتيد ديگر در اين باره سؤال كردند كه چرا راهبر عكس العملي نشان نمي دهد؟ شما و ديگر بزرگواران فرموديد بايد به انتخاب يارومه احترام گذاشت.
باعرض معذرت از تمام دوستان مي خواهم عرض كنم اين پاسخ اشتباه است.
هر كسي كه راهي را بنيان مي گذارد ديگر براي خود زندگي نمي كند و نمي تواند تصميمات خلق الساعه بگيرد،زيرا در اينصورت سنگ روي سنگ بند نمي شود. حيات يك كشور يك دولت يك حزب يك سازمان ورزشي و نظامي و حتي يك شركت ، به رعايت اصول پايه آن مجموعه از طرف كسي كه آن را بنيان گذاري كرده است وابستگي تام دارد و راهبر يا مدير آن مجموعه نمي تواند به ميل و اختيارخود هر كاري كه دلش مي خواهد بكند.
به عبارت ديگر، هر چقدر قدرت افزوده مي شود مسئوليتها سنگينتر شده و افراد صاحب قدرت بايد خيلي مواظب رفتار و گفتار خود باشند.
وقتي در دنياي امروز حتي يك عطسه كردن رييس جمهور مي تواند تبعاتي به دنبال داشته باشد ، پس هر كسي كه رياست مجموعه اي را بعهده دارد بايد هرآن مواظب حركات و سكنات خود باشد. بهمين دليل است كه هر شخص صاحب نامي مشاوراني دارد كه در باره سخنراني ها و هر مسئله اي با آنها مشورت مي كند كه يك موقع پاسخ اشتباهي يا مطلب غلطي را بيان نكند كه بعدا مورد مواخذه قرار بگيرد.
يارومه بنيان مكتبي را گذاشتند كه كعبه آمال تمام ايرانيان شد.دليل اينكه كونگ فوتوا اينهمه هواخواه دارد در زيبايي تكنيكهاي آن نيست، البته اين مسائل هم بي تأثيرنيستند، اما شما بهتر از من مي دانيد كه جذابيت كونگ فوتوا فقط بخاطر يك موضوع بود، حرفهاي تازه اي كه يارومه به زبان مي آورد.
وقتي كه ايشان در باره شناخت و ذن و داستانهايي كه در باره شهر توا و مانند اينها بيان مي كرد قلب جوانان را تسخيرمي كرد.
شما كدام نويسنده ورزشي را مي شناسيد كه يك كتاب نوشته باشد و ساها بعدهمچنان آن يك كتاب مورد توجه و قبول جامعه ورزشي قرار بگيرد. در حالي كه ورزش و خيلي از مسائل تابع زمان هستند مثل مد، بنابراين با گذشت زمان جذابيت خود را از دست مي دهند.
اما چرا كتاب يارومه، عكسهاي يارومه،و از همه مهمتر راهي كه ايشان بنيان گذاري كردند فراموش نمي شود كه هيچ ، بلكه روز بروز خواهان بيشتري مي يابد.
يارومه، پروفسور ابراهيم ميرزايي ، به هر دليلي از صحنه بيرون شد، اما استاد گرامي شما كه ارشد شاگردان ايشان بوديد چرا گذاشتيد كه استاد تنها بماند؟ چرا دنبال ايشان نرفتيد؟ حكايت شيخ صنعان را شنيده ايد كه عاشق دختري جوان شد؟
ارشد مريدان او درسفر بود و وقتي كه از مسافرت بازگشت ديد همه مريدان از دور استاد پراكنده شدند، سوال كرد جريان چيست؟گفتند استاد گناه مي كند. گفت شما چرا در گناه با او مشاركت نكرديد؟
به اين شعر حميد سبزواري توجه كنيد:
مقصد دیار قدس ، همپای جلودار...


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با اجازه جناب سبزواري، من نام آن را به مقصد ديار توا تغييرمي دهم.
همپای جلو دار
شعر : حمید سبزواری
خواننده :سید حسام الدین سراج

وقت است تا برگ سفر بر باره بنديم
دل بر عبور از سد خار و خاره بنديم
از هر كران بانگ رحيل آيد به گوشم
بانگ از جرس برخاست واي من خموشم
دريادلان راه سفر در پيش دارند
پا در ركاب راهوار خويش دارند
گاه سفر را چاووشان فرياد كردند
منزل به منزل حال ره را ياد كردند
گاه سفر آمد نه هنگام درنگ است
چاووش مي‌گويد كه ما را وقت تنگ است
گاه سفر آمد برادر! گام بردار
چشم از هوس، از خورد، از آرام بردار
گاه سفر آمد برادر! ره دراز است
پروا مكن بشتاب، همت چاره‌ساز است
گاه سفر شد باره بر دامن برانيم
تا بوسه‌گاه وادي ايمن برانيم
وادي نه ايمن، هان مگو، بايد سفر كرد
از هفت وادي در طلب بايد گذر كرد
وادي نه ايمن،رهزنان در رهگذارند
بيم حرامي نيست، ياران هوشيارند
وادي نه ايمن،جاده همواراست ما را
اميد برعزم جلودار است ما را
وادي پرازفرعونيان و قبطيان است
موسي جلوداراست و نيل اندرميان است
تكريتيان (صد- دام) در هر گام دارند
راه‌آشنايان، ره به مقصد مي‌سپارند
رهتوشه بايد كو؟ بياور كوله‌بارم
اميد را رهتوشه بهر راه دارم
رهتوشه بايد، پاي من هموارپوباش
هفتاد وادي پيش روگرهست، گو: باش
رهتوشه بايد، عزم را در كار بندم
دل بر خدا آنگه به رفتن بار بندم
رهتوشه بايد، صبررا درجان نشانم
وادي به وادي باره تا منزل كشانم
رهتوشه ما را شوق ديدار حرم، بس
رهتوشه بايد، مرغ وامشنوزهر كس
تنگ است ما را خانه تنگ است اي برادر!
بر جاي ما بيگانه، ننگ است اي برادر!
ننگ است ما را خانه بر دشمن نهادن
تاراج و باج رفته را گردن نهادن
تاراج و باج و فتنه را گردن نهاديم
خفتيم غافل، خانه بر دشمن نهاديم
خفتيم غافل، از معاداي حرامي
كرديم سر تسليم ياساي حرامي
خفتيم غافل، رزم را از ياد برديم
پس داوري بر محضر بيداد برديم
خفتيم و دشمن، داد،ني، بيدادمان داد
خواب وخوروافيون ومستي يادمان داد
دشمن، سرا بگرفته و راه نفس هم
دست عمل بشكسته و پاي فرس هم
تاراج شد، تاراج، هر كالايمان بود
خاموش شد هر نغمه، كاندر نايمان بود
ما خامش و او هر طرف شور و شعف كرد
تاوان و خورد و خفت و مستي را طلب كرد
سينا و طور و غزه را بلعيد با هم
ما، خفته و او در تهاجم قدس را، هم
جولان به جولاني دگر بگرفت از ما
مانديم ما سرگشته او را قدس و سينا
فرمان رسيد اين خانه ازدشمن بگيريد
تخت و نگين از دست اهريمن بگيريد
يعني كليم آهنگ جان سامري كرد
اي ياوران بايد (ولي) را ياوري كرد
وقت است تا زاد سفر بر دوش بنديم
دل بر پيام دلكش چاووش بنديم
چابكسواران، رهروان، احرام بستند
دل بر طنين اين صداي عام بستند
آهنگ رفتن كن كه ما را چاره فرد است
واماندن از اين كاروان، درد است، درد است
بايدخطركردن، سفر كردن، رسيدن
ننگ است ازميدان، رميدن، آرميدن
وادي به وادي سينه بايد سود بر راه
منزل به منزل رفت بايد تا سحرگاه

گر خاره ور خارا و گر دور است منزل،
حكم جلودار است، بربنديم محمل
ما را گريزي جز كه آهنگ سفر نيست
عزم سفر كن فرصت بوك و مگر نيست
باور مكن افسانه افسونگران را
همراه بايد شد در اين ره كاروان را

[color=#880000]b]باور مكن اميد ديدار حرم نيست
گامي فرا نه تا حرم جز يك قدم نيست
از دشت و دريا در طلب بايد گذشتن
بيگاه و گاه و روز و شب بايد گذشتن[/b]
گر صد حرامي، صد خطر، در پيش داريم
حكم جلودار است، سر در پيش داريم
حكم جلودار است، بر هامون بتازيد
هامون اگر دريا شود، از خون بتازيد
فرض است فرمان بردن از حكم جلودار
گر تيغ بارد، گو ببارد، نيست دشوار[/color]
جانان من برخيز و آهنگ سفر كن
گر تيغ بارد، گو ببارد، جان سپر كن
جانان من برخيز بايد بر ”جبل” راند
حكم است بايد باره تا دشت امل راند
جانان من برخيز و زين بر پارگي نه
زي قدس، زي سينا، قدم يكبارگي نه

بايد ز آل سامري كيفر گرفتن
مرحب فكندن، خيبري ديگر گرفتن

بايد به مژگان گرفت گرد از طور سينين
بايد به سينه رفت زينجا تا فلسطين

بايد به سر، زي مسجدالقصي سفر كرد
بايد به راه دوست، ترك جان و سر كرد

جانان من برخيز و بشنو بانگ چاووش
آنك امام ما علم بگرفته بر دوش

تكبير زن، لبيك گو، بنشين به رهوار
مقصد، ديار توآ ، همپاي جلودار
به ياري خدا ادامه دارد
گنگ خواب ديده
The following user(s) said Thank You: Mostafa Jalilzadeh, حامدعدالتي
Time to create page: 0.45 seconds